دیکشنری ریخته گری
- A-a
- B-b
- C-c
- D-d
- E-e
- F-f
- G-g
- H-h
- I-i
- J-j
- K-k
- L-l
- M-m
- N-n
- O-o
- P-p
- Q-q
- R-r
- S-s
- T-t
- U-u
- V-v
- W-w
- X-x
- Y-y
- Z-z
مثال
Age Hardening is a heat treatment technique used to increase the yield strength of malleable materials
پیرسختی یک نوع عملیات حرارتی است که برای افزایش تنش تسلیم مواد چکش خوار استفاده می شود.بستن
مثال
Agent is a substance that causes a chemical reaction
عامل ماده ای است که سبب واکنش های شیمیایی می شود.بستن
مثال
Aluminum alloys are always provided in the solution Annealed
همواره بر روی آلیاژ های آلومینیوم عملیات آنیلینگ (بازپخت) صورت می گیرد.بستن
مثال
Anti-foaming agent is a chemical additive that hinders the formation of foam in industrial process
آنتی-فوم، یک افزدونی شیمیایی است که مانع از تشکیل کف در طی یک فرایند شیمیایی می شود.بستن
مثال
Austenitic steels are non-magnetic stainless steels
استیل آستنیتی، نوعی استنلس استیل غیر مغناطیسی است.بستن
مقالات
بستن
مثال
Carburizing is a heat treatment process in which iron or steel absorbs carbon while the metal is heated
کربن دهی نوعی عملیات حرارتی است که طی آن زمانی که به فلز حرارت داده میشود، آهن یا استیل کربن جذب میکنند.بستن
مقالات
بستن
مثال
Ceramic cores are used for forming cavities that are too small or complex to be machined within investing casting procedures
هنگامی که نتوان حفره های بسیار پیچیده و کوچک را درون قطعات ریخته گری ایجاد کرد از ماهیچه های سرامیکی استفاده می شود.بستن
اطلاعات بیشتر
بستن
مثال
Because no heat is involved, sand molding process is called a cold–setting process
به علت آنکه فرآیند ساخت قالب ماسه ای در عدم حضور گرما صورت می گیرد به آن فرآیند سرمایشی گفته می شود.بستن
مثال
Stainless steel are corrosion resistant
استنلس استیل در برابر خوردگی مقاوم است.بستن
مثال
Curing is a chemical process that produces the hardening of a polymer material
کیورینگ (عمل آوری) فرآیندی شیمیایی است که سبب سخت شدن مواد پلیمری می شود.بستن
مقالات
بستن
مثال
Drop forging is a forging process where a hammer is raised and then “dropped” onto the workpiece
آهنگری سقوطی فرآیندی است که در آن چکش بالا میرود و سپس بر روی قطعه کار فرود میآید.بستن
مثال
Duplex stainless steels contain a mixture of austenite and ferrite in their structure
فولادهای داپلکس ترکیبی از هر دو نوع ساختار فریتی و آزتنیتی هستند.بستن
مثال
In materials science, fatigue is the weakening of a material caused by cyclic loading
در علم مواد، به ضعیف شدن و شکست ماده در اثر نیروهای متناوب خستگی گفته می شود.بستن
مقالات
بستن
مثال
The hardenability of a metal alloy is the depth to which a material is hardened after putting it through a heat treatment process
قابلیت سخت پذیری یک آلیاژ فلزی به میزان سختی ماده بعد از انجام عملیات حرارتی بر روی آن گفته می شود.بستن
مثال
A hermetic seal is any type of sealing that makes a given object airtight
محفظه هرمس به هر نوع محفظهای گفته می شود که در برابر نفوذ هوا و خروج آن مقاوم است.بستن
مثال
Invest Cast Inc can supply both low or high volume cast metal production services
کارخانه های ریخته گری قادر هستند فطعات فلزی را در هر دو حالت پر تیراژ و کم تیراژ تولید کنند.بستن
مثال
بستن
مثال
For long run casting project, the master die is made with steel
برای پروژه های ریخته گری در تعداد بالا، قالبی از جنس فولاد ساخته می شود.بستن
مثال
Low-alloy steels constitute a category of ferrous materials that exhibit mechanical properties superior to plain carbon steels
فولاد کم آلیاژ یکی از انواع آلیاژهای آهنی است که خواص آن نسبت به فولاد کربن ساده ارجح تر است.بستن
مثال
Invest Cast Inc can supply low volume cast metal production services
کارخانه های ریخته گری دقیق از توانایی تولید قطعات فلزی با تیراژ کم برخودار هستند.بستن
مثال
Martensite is a very hard form of steel crystalline structure
مارتنزیتی به شکل بسیار سختی از ساختار کریستالی فولاد گفته میشود.بستن
(Mold=Mould)
(Mold=Mould)
مثال
Investment casting can achieve net shape or near net shape products
ریخته گری دقیق می تواند به ابعاد اصلی یا نزدیک به آن دست پیدا کند.بستن
مقالات
بستن
مثال
Plating is a surface covering in which a metal is deposited on a conductive surface
آبکاری روشی برای پوشش سطح است که در آن سطح یک رسانا به وسیله فلزی دیگر پوشش داده می شود.بستن
مثال
Casting porosity can be caused by gas formation or solidification shrinkage while the metal is a liquid
تولید گاز یا انقباض در زمان انجماد هنگامی که فلز همچنان مایع است، سبب تخلخل در قطعه ریخته گری می شود.بستن
مقالات
بستن
مثال
Quenching is the rapid cooling of a workpiece in water, oil or air to obtain certain material properties
سرمایش به وارد کردن قطعه در آب، روغن یا هوا به صورت متداوم برای دستیابی به ویژگی های خاص گفته می شود.بستن

مقالات
بستن

مقالات
بستن
مثال
The wax tree is dipped into a refractory slurry to form a ceramic shell
درختچه مومی در داخل دوغاب نسوز فرو رفته تا پوسته سرامیکی تشکیل شود.بستن
مثال
Rejection rate of investment casting is also much smaller than sand casting
درصد ضایعات ریخته گری دقیق نسبت به ریخته گری ماسه ای بسیار کمتر است.بستن
مثال
A release agent is applied to the die to prevent other materials from bonding to surfaces
عامل جداساز به قالب زده می شود تا از پیوند مواد دیگر با سطوح جلوگیری کند.بستن
مثال
Main function of shot blasting is also used for removing rust that may interfere with the appearance or definition of investment castings
یکی از کابردهای اصلی شات بلاست برای از بین بردن پوسیدگی قطعات ریخته گری است که ممکن است بر روی ظاهر و عملکرد آنها تاثیرگذار باشد.بستن
مقالات
بستن
مثال
Secondary machine process are those required to bring the forging to the required shape
عملیات ثانویه (ماشینکاری) به آن دسته از فعالیت هایی گفته می شود که قطعات فورج را به شکل دلخواه درمیاورد.بستن
مثال
Investment casting can produce products with exceptional surface qualities, which can reduce the need for secondary operations
ریخته گری دقیق می تواند محصولاتی با کیفیت سطح بی نظیر تولید کند که نیاز به عملیات ثانویه را کاهش می دهدبستن
مثال
بستن
مثال
The wax assembly is dipped by a large robot into a high grade ceramic slurry
مونتاژ مومی توسط یک رباط بزرگ به داخل دوغاب سرامیکی وارد می شود.بستن
مثال
The investment casting process can be utilized to produce components in smaller runs
فرآیند ریخته گری دقیق برای تولید قطعات در تعداد کم نیز کاربردی است.بستن
مثال
Tolerances of investment castings are more precise than other casting processes which provides superior surface finish
تلورانس های ریخته گری دقیق بسیار بسته تر از سایر روش های ریخته گری است که موجب می شود تا قطعات از صافی سطح بی نظیری برخوردار باشند.بستن
مثال
Surface treatment services on investment castings such as painting, powder coating, zinc plating, ect
خدمات عملیات سطحی در ریخته گری دقیق شامل شات بلاست، رنگ زدن، آبکاری با روی و پوشش پودری می شود.بستن
مثال
Surfactants may act as detergents, wetting agents, emulsifiers, foaming agents, and dispersants
سورفکتانت ها ممکن است به عنوان مواد شوینده، عامل ترکننده، امولسیفایر، عامل کفکننده و پراکنده کننده ها عمل کنند.بستن
مثال
Thermal expansion alloys are made up of an iron-nickel base and are known for their low coefficient of thermal expansion
آلیاژهایی با ضریب انبساط حرارتی کنترل شده پایه آهن-نیکل هستند و به علت داشتن ضریب انبساط حرارتی پایین مشهور می باشند.بستن
مثال
The size of a part puts a limit on how thin the wall thickness can be, investment casting is an excellent choice for thin-walled applications
ابعاد قطعه تعیین می کند که ضخامت دیواره تا چه حد می تواند نازک باشد، ریخته گری دقیق یکی از بهترین گزینه ها برای کاربردهای جداره نازک است.بستن
مثال
The more the tolerances are tighter the less machining is needed
هرچه تلورانس ها بسته تر باشند، ماشینکاری کمتری مورد نیاز است.بستن
مثال
بستن
Tool steel refers to a variety of carbon and alloy steels that are particularly well-suited to be made into tools
فولاد ابزار به طیف گسترده ای از کربن و فولادهای آلیاژی اشاره می کند که برای ساخت ابزارآلات مناسبند.مثال
A tool is built to customer provided specifications, cold wax is then injected into the tool
قالب فلزی با توجه خصوصیات مورد نظر مشتری ساخته می شود، سپس موم سرد به داخل قالب تزریق می شود.بستن
مثال
Manufacturing cost of a new investment cast component will include tooling cost and unit cost
تولید قطعه تازه ای در ریخته گری دقیق شامل هزینه های ساخت قالب فلزی و هزینه ی تمام شده برای تولید کننده می شود.بستن
مثال
Welded fabrications or weldments can be converted into casting sometimes
قطعات متمایزی که به یکدیگر جوش داده شده اند گاهی می توانند به یک قطعه ریخته گری یکپارچه تبدیل شوند.بستن
مثال
Wetting agents are chemical substance that increases the spreading and penetrating properties of a liquid by lowering its surface tension
عامل ترکننده مواد شیمیایی هستند که خواص نفوذ و پخش شوندگی یک مایع را با پایین آوردن کشش سطحی آن، افزایش می دهند.بستن
مثال
Investment casting is used if you need zero draft angles on the part, something die casting cannot offer
با ریخته گری دقیق می توان به زاویه خروج از قالب صفر دست پیدا کرد، ویژگی که ریخته گری دایکست نمی تواند ارائه دهد.بستن
لغتی در ذهنتان وجود دارد که اینجا پیدایش نمی کنید؟
اگر به دنبال لغتی می گردید که در این واژه نامه ذکر نشده است، خوشحال می شویم آنرا با ما در میان بگذارید تا هم به شما در یافتن معنای آن کمک کرده باشیم و هم اینکه به این دیکشنری اضافه اش کنیم، تا اگر پس از شما هم کسانی به دنبالش گشتند سریع آنرا پیدا کنند.
همچنین اگر واژه ای بلد هستید که در این لیست نیست، لطفا آنرا با ما نیز به اشتراک بگذارید 🙂


































































